تبليغاتX
دوستت دارم عزیزترینم...

 

 دوستت دارم عزیزترینم...

        تولدم مبارککککککککککککککککککککککک......

 نوشته شده در  بیست و یکم مرداد 1387ساعت 18:58 توسط سحر اسپایدر

  

        عزیز ترینم....

 

منم آن شعله آتش که از هر شمع برخیزم... تمام هستی خود را فقط به پای تو ریزم... درون قلب من فرمانروایی کن... که از موی تو برخیزد همه عطر دل انگیزم...

 

من عاشق آن دیده چشمان سیاهم     بیهوده چه گویم که پریشان نگاهم     گر مستی چشمان سیاه تو گناه است     من طالب آن مستی و خواهان گناهم...

 

بادبادک رفت بالا... قرقره از غصه لاغر شد !!

 

بدترین فریب عاشق شدنه ! چون خودت رو به چیزی متعلق می کنی که یه روزی از دستت میره...

 

در سکوت دادگاه سرنوشت    عشق بر ما حکم سنگینی نوشت...    گفته شد دل داده ها از هم جدا    وای بر این حکم و این قانون زشت...

 

دل هیچکس نمی سوزد برای حال غمناکم    مگر سوزد همان شمعی که میسوزد سر خاکم...

 

اگر روزی دلت لبریز غم بود    گذارت بر مزار کهنه ام بود    بگو این بی نصیب خفته در خاک    یه روزی عاشق و دیوانه ام بود...

 

 نوشته شده در  بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 9:59 توسط سحر اسپایدر

  

        دوستت دارم قشنگترینم...

نخ داخل شمع از شمع پرسید : چرا وقتی من میسوزم تو هم آب میشی؟ شمع گفت مگه میشه کسی که تو قلبمه بسوزه من اشک نریزم؟

 

 

زندگی عمریست که اجل در پی آن می تازد    هرکس غم بیهوده خورد می بازد

دیدم که تو دریا شدی و من رود شدم    در وسعت چشمان تو محدود شدم    آن روز که در آتش عشق افتادم    سرسبزتر از آتش نمرود شدم

 

 

 

آنگاه که ضربه های تیشه ی زندگی را بر ریشه ی آرزوهات حس می کنی بخاطر بیاور زیبایی های شهاب ها از شکستن دل ستارگان است.

 

زندگی چون گل سرخ است... پر از عطر... پر از خار... پر از برگ لطیف... یادمان باشد اگر گل چیدیم... عطر و برگ و گل و خار همه همسایه دیوار به دیوار هم اند...

 

 

 

تو مپندار که از عشق تو دل برگیرم...  ترک روی تو کنم دلبر دیگر گیرم...  بعد صد سال اگر از سر قبرم گذری...  من کفن پاره کنم عشق تو از سر گیرم...

 

همیشه با احساسم در ستیز بودم. گاه برنده میشدم و گاه بازنده! حاصل یک عمر عشق ورزیدنم یک جمله بیشتر نیست : چه عاشقش بودی چه نه... هدیه اش را هدیه نده !!!

 

در مصر شوریده ای بود و می گفت : در طریقت اگر عاشقی در غم عشق بمیرد عجب نیست . عجب آنست که در سوز عشق یک روز زنده بماند.

گله میکرد ز مجنون لیلی

که شده رابطه مان ایمیلی

حیف از آن رابطه ی انسانی

که چنین شد که خودت میدانی

عشق وقتی بشود دات کامی

حاصلش نیست به جز ناکامی

نازنین خورده مگر گرگ تو را ؟

برده به دات کام و دات ارگ تو را؟

بهرت ایمیل زدم بیشترک

جای سابجکت نوشتم به درک

به درک گر دل من غمگین است

به درک گر غم من سنگین است

به درک رابطه گر خورده ترک

قطع آن هم به جهنم به درک

آنقدر دلخور از این ایمیلم

که به این رابطه هم بی میلم

مرگ لیلی نت و مت را ول کن

همه را جای OK كنسل كن

OFF كن كامپیوتر را جانم

یار من باش و ببین من ON ام

اگرت حرفی و پیغامی هست

روی کاغذ بنویس با دست

نامه یک حالت دیگر دارد

خط تو لطف مکرر دارد

خسته از Font و ز Format شده ام

دلخور از گردلی @ ( ات ) شده ام

کرد رپلای به لیلی مجنون

که دلم هست از این سابجکت خون

باشه فردا تلفن خواهم کرد

هر چه گفتی که بکن خواهم کرد

زودتر پیش تو خواهم آمد

هی مرتب به تو سر خواهم زد

راست گفتی تو عزیزم لیلی

دیگر از من نرسد ایمیلی

نامه ای پست نمودم بهرت

به امیدی که سر آید قهرت...


 


 

 

 

 نوشته شده در  بیست و یکم فروردین 1387ساعت 16:20 توسط سحر اسپایدر

  

        درباره

"" سلام""

نامت چه بود؟آدم

محل تولد؟بهشت پاک

اینک محل سکونت؟زمین پاک

آن چیست بر گرده نهاده ای؟امانت است

قدت؟روزی چنان بلند که همسایه خدا...اینک به قدر سایه بختم به روی خاک

اعضای خانواده؟حوای خوب و پاک ..قابیل خشمناک..هابیل زیر خاک

روز تولدت؟در روزی به گمانم روز عشق

رنگت؟اینک فقط سیاه از شرم چنان گناه

چشمت؟رنگی به رنگ بارش باران...که ببارد ز آسمان

وزنت؟نه آنچنان سبک که پرم در هوای دوست...نه آنچنان وزین کخ نشینم بر این زمین

جنست؟نیمی مرا ز خاک نیم دگر خدا

شغلت؟در کار کشت امیدم به روی خاک

شاکی تو؟خدا

نام وکیل؟آن هم فقط خدا

جرمت؟یک سیب از درخت وسوسه

تنها همین؟همین

حکمت؟تبعید در زمین

همدست در گناه؟حوای آشنا

ترسیده ای؟کمی

از چه؟که شوم من اسیر خاک

آیا کسی به ملاقاتت آمده؟بله

که؟خدا

پس بنده هایش که مدعی دوست داشتن و وفاداری به تو بودن چه؟فراموشم کردند...آنها مرا در سختی هایشان میخواستند

داری گلایه ای؟دگر گلایه نه ولی.......

دلتنگ گشته ای؟زیاد

برای که؟تنها فقط خدا

آورده ای سند؟بله

چه ؟دو قطره اشک

داری تو ضامنی؟بله

چه کسی؟تنها کسم خدا

در آخرین دفاع؟خسته ام از آدمکها مرا پیش خود ببر

        ناوبری
        دوستان سحر اسپایدر

درد دل (دوست قدیمی)
سایت آرش
اشیانه عشق (شهرام)
خیانت(محسن)
غربت(مانی)
رهگذر عاشق(نو يد)
مرگ عاشق
عشق آسمانی
آرشیو پیوندهای روزانه

        آرشیو
آرشیو تاریخی
هفته سوم مرداد 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387

        امکانات

 RSS  

POWERED BY
BLOGFA.COM
طراح قالب: سحر اسپایدر
........................................................kode chat
..............................................